أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

299

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

قوم لوط تكذيب كردند بيم كنندگان را و وحى پيغمبران را خاصّه پيغمبر خود را كه لوط بود ما بفرستاديم بر ايشان بادى سخت كه سنگ ريزه بر ايشان مىريخت ، و گفتند كه : [ حاصب ] خود سنگ است . يعنى ما بر ايشان سنگ بباريديم « 1 » آنگه

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 197 ؛ س 21 ) : « [ إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً ] ما فرستاديم بر ايشان بادى سخت كه سنگ‌ريزه بر ايشان مىريخت ، بعضى ديگر گفتند : بادى بود چنان سخت كه سنگهاى بزرگ مىآورد . و بعضى ديگر گفتند : [ حاصب ] خود سنگ باشد ضحّاك گفت : [ حاصب ] صغار الحصى باشد . بعضى ديگر گفتند : [ حاصب ] و [ حصب ] و [ حصباء ] سنگى باشد كه همه دستى به او بر نشود و محصّب آن جايگاه را گويند كه در او سنگ اندازند از منى و منه قول الشّافعى : يا راكبا قف بالمحصّب من منى * و اهتف بقاعد خيفها فالناهض و منه قول عمر لاهل المدينة : حصّبوا المسجد اى صبّوا فيه الحصباء و هو الحصى » .